تبليغاتX
* آدمي مي ميرد اما تا نمرده است نمي تواند هيچ کاري نکند. اگر دستش را ببندند که هيچ کاري نکند نگاه مي کند و اگر چشمانش بسته شود تازه مثل بورخس ذهنش به کار مي افتد... و اين شرح حال آدمي است که دردي دارد ورنه شنيده و ديده ام کساني را با اين مقوله درد کاري نيست و بي دردي را درد نمي دانند. من جز نوشتم کاري نمي دانم و هر کار کنم دردم از آن التيام نمي گيرد و اين تنها داستان من نيست که چه بسيار مي شناسم که چنينند...(کتاب "پس از 11 سپتامبر" - ياداشتهاي مسعود بهنود)
  •  دانشگاه زنده است 

     

     

    دانشگاه زنده است

     

    تجمع اعتراض آمیزدانشجویان دانشگاه تهران برای حضور احمدی نژاد 

     

     

    لینک عکسهای تجمع اعتراضی دانشجویان به حضور احمدی نژاد

     

    قبل از هر چیز باید بگویم وقتی خبری در بیست و سی پخش می شود گویای چند نکته است.

    1- خبر فوق العاده مهم است 2- صد درد سیاسی است 3-جهت سر و سامان دادن و یا فراکنی  روی آنتن آمده۴- تحلیل و نتیجه نهایی عکس آنچه از سوی گزارشگرگفته می شود، است.

    خبر اعتراض دانشجویان به حضور احمدی نژاد در دانشگاه تهران را اولین بار در بیست و سی دیدم. خبری که به خیلی بد هم سانسور شد ه بود چون وقتی حامیان رئیس جمهور را که عده کمی  بودند را نشان می داد ناغافل دوربین تجمع عده بسیار زیادتری  از دانشجویان معترض را که گزارشگر آن  را چند نفر بی ادب خوانده بود را نشان داد. در سایت ها خواندم که شعارهای بسیاری در این تجمع سر داده شد تاجایی که به برخورد نیروهای انتظامی و گاز اشک آوریا فلفل کشید. از جمله شعارهایی هم که خشم سایتهای خبری اصولگرایان و روزنامه کیهان را بر انگیخته بود شعار" مرگ بر دیکتاتور" بود. اشتباه نکنید اینجا به گفته احمدی نژاد آزاد ترین کشور دنیاست.

    دانشجویان معترض نحوه گزینش کردن حاضران در سخنرانی احمدی نژاد و پروژه کلمبیایی کردن دانشگاه تهران و... را از جمله دلایل این تجمع عنوان کردند.

     

    اما یاداشت این پست را می خواهم به سفر اخیر احمدی نژاد بپردازم.

     رسانه ملی این چند هفته را سراسر به تعریف و تمجید از سفر اخیر احمدی نژاد اختصاص داد. سفری که کمترین دستاوردش شاید بن بست دیپلماتیک غرب با ایران باشد و حداقل محدودیت رجال سیاسی  ایران در نیویورک و سایر کشورهای ایالات متحده بود و طرحی دیگر برای تحقیر تبعه ایرانی به محض ورود به این شهر ها.

    بن بست دیپلماتیک زمانی صورت می گیرد که یکی از طرفین دیگر مایل به چانه زنی نباشد. این هم می تواند تابع شرایط و دلایل بسیار گوناگون و وسیعی باشد. مثلا یکسان نبودن مفاهیم کلمات هم یک دلیل می تواند باشد برای بن بست. همین کلمه آزادی در همه جهان یک معنا می دهد، سازو کارش می تواند متفاوت باشد اما معنایش یکی است. با این تعریف اگر شما گفته باشید برادرم آزاد است. این در هیچ جای دنیا نمی تواند اینگونه تفهیم شود که برادر شما زندانی است چرا که مثلا در کشور شما امکان داردزندانی بودن به معنی آزادی باشد یا عکس آن.

    مشکل احمدی نژاد هم همین است. به قول همان دانشگاهیان یا مفهوم آزادی را نمی داند ویا دم به نفهمی می زند.وقتی می گوید "زنان ایران آزاد ترین زنان جهان اند" اما در معناو مفهموم جهانی آزادی ،وضعیت امروز زنان ایران نگران گزارش می شود.در نتیجه طرف دوم گفتگو درپارادوکس  پیش رویش  به تنها گزینه ممکن یعنی بن بست روی می آورد چرا که تداوم گفتمان ،کج فهمی و سوء تفاهم را در پی دارد. که البته امیدواریم چنین نباشد.

     اگر از توهین و تحقیری که در این سفر به ایران و ایرانی شد- بگذریم، اما نمی توانیم از مبالغه و فرافکنی صدا و سیما براحتی گذر کنیم. سازمانی که در ایران بیشترین سهم را در بعد رسانه ای و تاثیر گذاری بر مردم دارد و هر لحظه چندین میلیون بیننده آنلاین. آنهایی که سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه نیویورک را دیده اند ،هنوز فریاهای رئیس  دانشگاه کلمبیا که او را کوتوله احمق خطاب کرد را از یاد نبرده اند چرا که آن توهین به میهن را همچون ماجرای جزایر ایرانی و ادعای مالکیت عربها بر آن و حتی برخلیج فارس و صدها قرارداد نفتی و گازی و... لکه ننگی در تاریخ معاصر و بر ایرانی است  اما وقتی دم به پوست کلفتی می زنیم دیگر پرده های کنار خیابان دست بردار نیستند ورسانه ملی هم که انصافا نقش یک روابط عمومی را برای دولت به خوبی انجام داده است. گزارشگر یکی از این شبکه ها گفته بود:" دانشگاهیان در بین سخنان  رئیس جمهور 10 بار دست زدند اما برای رئیس دانشگاه کلمبیا فقط 4 بار... در برنامه های دیگر هم امثال نجف زاده احمق را برای تخریب چهره مخالفان دولت بر می گزینند و از آگهی بازرگانی تا فراخوان جشنوارها  اشاره های آشکاری به احمدی نژاد و دولت می کنند.

    خلاصه به هر جا که شما بنگرید محال است اثری از دولت نهم نبینید. حتی در حالیکه که به برگزاری انتخابات چند ماه دیگر بیشتر نمانده، بنر های مراسم مختلف را با نام جریان حامی دولت یعنی رایحه خوش خدمت در شهر ها قابل مشاهده است و با چنین وضعیتی می بایست نگران نحوه برگزاری انتخابات بود. حال رسانه ملی حتی به قیمت مصاحبه با امثال منتخب نیا هم شده،خود را به آب و آتش می کشند که بگویند این سفر موفقیت آمیز و پیروزمندانه بوده. از طرف دیگر هم روزنامه های اصولگرایی سنگ تمام می گذارند و در سوی دیگر شهر ها را از بنر و پرده پر کرده اند که احمدی نژاد جان در اردوگاه کفر و نفاق تو شق القمر کردی و... و من در تعجبم که چقدر اصرار بر تفهیم این پیروزی وجود دارد البته دور از انتظار هم نیست که مفهوم پیروزی در کشور دستخوش تغییرات عدالت محوری قرار گرفته و به وضع موجودش در آمده.

     

    خبر دیگر هم شایعه پروانه سازمان ادوار تحکیم وحدت. خبری که تا کنون با عکس العمل درستی از سوی اصلاح طلبان مواجه نبوده اما با اعتراض دانشجویان خصوصا چند تن از دانشجویان علامه  که با تحصن همراه بوده و شاید هم تلاش بیشتر مانده تا صدور حکم! نکته جالب این تحصن پلاکاردهای دانشجویان بود بر روی یکی از آنها  با توجه به سخنان اخیر احمدی نژاد در آمریکا نوشته بود" در آزاد ترین کشور دنیا ما را به دانشگاه راه نمی دهند". اما آنچه مسلم است اینکه اینبار سردار افشار معاون سیاسی- امنیتی وزارت کشور مامور پیگیری است...

    خبر دیگر هم که الان از تلوزیون شنیده ام خبر ائتلاف های دولتی است که با نام اصولگرایان و اصلاح طلبان پخش شد. طبق معمول کروبی  و یکی دیگر از قبیله اعتماد ملی اصلاح طلبان را نقد کردند و مشخصا برنامه طوری بود که مشارکت و ادواری های بیچاره را تند رو معرفی کنند واقعا متاسفم. اما باید همه انهایی که برای دولتی شدن جریان اصلاح طلبی می کوشند گوشزد کنم که راه قانونی را برای اقلیت نبندند و...

    واقعا متاسفم...

    + نوشته شده در  ساعت   توسط کامیار چایچی  | 
    بیوگرافی
    پيوندهاي روزانه
    نوشته هاي پيشين
    آرشيو
    دوستان
    طراح قالب