بهترین راه مقابله با آسیب ها و چالش های اجتماعی چیست؟
شاید کلی ترین و گسترده ترین بحثی که می تواند موضوع پایان نامه دکترا یا یک بررسی مفصل و مطول علمی باشد همین عبارت کوتاه اما سوالی است که نگارنده به زعم خود سعی خواهم کرد با توجه به دانش و معلوماتی که حاصل محیط غیر اکادمیک است بدان بپردازم.
تاریخ نشان داده که همیشه جبر، محدودیت و برخورد در هر زمینه ای نتیجه عکس عمل پیش فرض شده را در پی داشته است بنابر این بهتر است از ابتدا مشکل بزرگی را که در صورت مساله واقع شده رفع کرده و سپس به آن بپردازیم.
مقابله وبرخورد اصلن واژه و حتی عمل درستی برای بکار گرفتن در برابریک چالش و آسیب اجتماعی آن هم از نوع اجتماعی آن که منفک از سایر زمینه های فرهنگی،سیاسی و... نیست، نمی باشد، زمانیکه با یک آسیب و چالش اجتماعی روبرو می شویم اولین قدم اقداماتی برای کاهش ،سپس رفع و در نهایت ریشه کنی آن است.
در نتیجه برای واکاوی چنین مسایل حساس اجتماعی ابتدا باید به دنبال چرایی اصل ماجرا رفت یعنی چرا و چگونه آسیب ها و چالش های اجتماعی زاده ورشد و ترویج می یابند.
هر جامعه ای برای همزیستی مسالمت آمیز شهروندانش یک سری قوانین و هنجارها ی قراردادی را تبیین نموده است که رعایت آن حقوق شهروندی و عدول از آن نقض حقوق شهروندی و محاکمه و مجازات در پی دارد و طبیعتا قشر یا اقشاری که آن را در تضاد با منافع خود ببیند درجهت ضدیت و مقابله با آن بر می خیزند
که بحث مورد نظر ما این است که چرا و چگونه این انحرافات به وجود و ترویج می یا بند.
سوالی بسیاری سخت که بسیاری از روانشناسان بزرگ از جمله فروید، استیفن و... سالها بر آن تحقیق و پژوهش نموده و به نتایج مشخصی دست نیافته اند اما در صورت کلی تابع شرایط و عوامل و... متفاوتی است که نظریه محیط و جبر جغرافیایی تنها یکی از مراحل و علل آن می تواند باشد. چرا که سالها این نظریه وجود داشت که فرد به تناسب محیطی که در آن قرار داشته هویتش شکل می گیرد و او شخصیت خود را از اجتماع می گیرد اما گسترش رسانه ای و تکنولوژی و تکثر استثنائات موجب شد تا به روانشناسان یادآوری شود که ذهن انسان پیچیده تر از آن است که بتوان برای آن فرمول مشخصی تبیین کرد. حال که مساله مورد بحث ما جامعه انسانی و عوامل پیدایش چالش هاست( که بررسی نظریه هایی از این دست در این مجال نمی گنجد)
بنا براین رویکردهای اجتماعی تابع شرایط و علل گوناگون بسیار متفاوتی هستند که تجمیع آنها یک چالش و آسیب اجتماعی را هویدا می کند. تاکید براستفاده از واژه هویدا شدن بدان معناست که این انحرافات ریشه حقیقی در بطن هر جامعهای دارد و اصولا جامعه بدون انحراف غیر ممکن است و این فرایند در کشورهای توسعه یافته کم رنگ تر و در جهان سوم به شکل بحرانی تری وجود پیدا می کند.
در جوامع امروزی نمودهای اصلی آسیب ها و چالش های اجتماعی انحلال نهاد خانواده،اعتیاد،ایدز، فساد و... هستند که همه آنها در اصل منشاء های بزرگتری دارند و
تابع عوامل داخلی و خارجی جامعه اند که در آن برنامه های دولت و پیشینه های جغرافیایی منطقه و در بعد خارجی اوضاع بین المللی بر آن بسیار تاثیر گذار است.
به عنوان مثال برنامه و قوانین سوء مدیریت در اوضاع داخلی یک کشور می تواند بزرگترین چالش پیش روی یک جامعه را بیافزاید مثل تورم، تبعیض،شکاف طبقاتی ، محدودیت های آموزشی و علمی و... که هرکدام منشا اصلی و مقدمه همه نمونه های یاد شده باشد.
و در مسایل بین المللی نیز می توان به تحریم و جنگ اشاره کرد که جامعه را با چالشهای ، فشارهای روانی ،دگرگونی ، هرج و مرج و فقدان امنیت ،قطع و حداقل نوسان در ارائه نیازو آموزشهای حیاطی جامعه و... دچار می کند.
کوتاه سخن اینکه هیچ گاه آسیب های اجتماعی به خودی خود یا یک عامل خاص زاده نمی شود و همانطور که حاصل تجمیع انحرافات مختلف در جامعه است، بررسی و کاهش آن نیازمند عمل جمعی و مشترک دولت و نهادهای مدنی ومردمی است که عملگرایی در این نسخه و در سطح کلان با اتخاذ تصمیم های درستی که بر پابه تحلیل و انعکاس واقعی وضعیت جامعه است، می تواند نتایج مناسبی به همراه داشته باشد البته این مستلزم کوچک شدن و کمرنگ شدن حضور دولت وسایه قدرت و جبرآن درعرصه مهم اجتماعی است و درعین حال با احیا و تقویت پر رنگ نهادهای مدنی و سازمانهای مردمی است که سازمانهای خصوصی گسترش یافته و بسیاری از امور آموزشی نیاز جامعه را با نظارت همه نهادهای فوق واگذار شود که این در اصل 44 قانون اساسی کشورمان پیش بینی شده است.
اما در لایه های میانی جامعه تنها سازمان های تشکل یافته مردمی همانندنهادهای مدنی،احزاب و(NGO) ها هستند که نقش بسیار حساسی در این فرایند دارند. این سازمانهای مردمی می توانند با آموزشهای مناسب و پایه ای بر مبنای واقعیت های جهان امروز،تقویت شهروندی و نقش فردیت، احیا و حمایت جایگاه بالای علمی و پژوهشی،ترویج اصول معنوی و اخلاقی و در نهایت وحدت جامعه به مرتفع شدن آسیب ها و حتی ارتقای سطح علمی کمک کنند و جامعه را از اسیب ها و انحرافات آگاه سازند.
فرد در چنین اجتماعی که در جوامع توسعه نیافته، انتزاعی تقلی می شود ، در پی قرار گرفتن در محیط علمی و آموزشی پیرامون خود از بسیاری از انحرافات موجود جامعه آگاه و در فرایندآگاهی بخشی نقش موثری ایجاد می کند.
+
نوشته شده در ساعت توسط کامیار چایچی
|