تبليغاتX
* آدمي مي ميرد اما تا نمرده است نمي تواند هيچ کاري نکند. اگر دستش را ببندند که هيچ کاري نکند نگاه مي کند و اگر چشمانش بسته شود تازه مثل بورخس ذهنش به کار مي افتد... و اين شرح حال آدمي است که دردي دارد ورنه شنيده و ديده ام کساني را با اين مقوله درد کاري نيست و بي دردي را درد نمي دانند. من جز نوشتم کاري نمي دانم و هر کار کنم دردم از آن التيام نمي گيرد و اين تنها داستان من نيست که چه بسيار مي شناسم که چنينند...(کتاب "پس از 11 سپتامبر" - ياداشتهاي مسعود بهنود)
  •  اصلاحات و گام های پیش رو 

    خاتمی آمد

     

    سید محمد خاتمی بالاخره  اعلام کرد حضور کرد

    اعلام کاندیداتوری رسمی خاتمی + فایل صوتی اعلام حضور خاتمی

     

       خاتمی در مجمع روحانیون مبارز اعلام حضور کرد

     


    اصلاحات و گام های پیش رو

     

    این یادداشت را برای توضیح بهتر و بیشتر پست قبل اما شتاب زده  نوشته ام.

    شکست اصلاح طلبان در انتخابات 84 ایستادن بر همان نقطه ای بود که خاتمی در سال 80 به آن رسید و متوقف شد. حرکتی که از دوم خرداد 76 آغاز شد و یک گام به جلو برداشت.

    چرا که اصلاحات طی آن هشت سال می بایست گام دوم را که همان تکثیر خاتمی­هایی بزرگتر، تعریف گفتمان دوم خرداد و تفکیک قوای خود باشد، طی می کرد که نتیجه این اهمال در انتخابات 84 هویدا شد. فقدان چهره ای موجه و کاریزما در جبهه اصلاحات که موجب تکثر نامزدهای اصلاح طلب (معین و کروبی) شد؛ فقدان مرز بندی های لازم که هاشمی و مهرعلیزاده را نیز به این سو کشاند و فقدان برنامه ای جهت به کارگیری پتانسیل ها و توانایی های فکری و انسانی جنبش از عوامل مورد توجه هستند.

    در این میان اما خاتمی به نوبه خود جهت به حرکت در آوردن گام دوم پیش قدم شد که بخشی از آن را  چه در انتخابات ریاست جمهوری دور گذشته ، چه در انتخابات مجلس و شوراها و حتی در ماهای پیش با اظهارات عدم حضور در انتخابات و... شاهد بودیم. اما علی رغم آنکه خاتمی نقش سر بودن اصلاحات را که این روزها به درستی ایفا می کند؛ خود نیز می داند که در واقع سری بی تن است.

    اما اصلاح طلبان به باوری غلط ؛خود را تنی فربه می دانند که تنها دغدغه اش داشتن یک سر بزرگ و هم سنخ با تن شان است و از آنجا که سری با شاخصه های سلیغه ای گوناگون و باب طبع همه آنها موجود نیست و شاید  در صورت وجود یک شاکله تالاسمی باشد، این روزها در برابر آینه غبار گرفته دیروز هر سر کوچکی را برای لحظه ای هم که شده روی سر خود می گذارند تا امکان  انتخاب بیشتری بین بد و بدتر داشته باشند.

    در آن سو دلیل تردید های خاتمی را می توان همان بدنه لاغری دانست که گرچه خاتمی را به اوج رساند اما وقتی کلاغ ها بر دوبال جریان نشستند، ضعف ساختاری و بنیه ضعیف آن، جریان را آن قدر به این تق و لق کشاند که سر را چاره ای جز لبخند و سکوت نبود.لبخندی به جای  تحریک و در برابر خطر تخریب و واژگونی.

     

    به راستی دوران دوری اصلاحات از قدرت این مجال را به جریان داده است که ضمن تقویت بدنه ،برای خود پایه ای نیز برای رشد و نمو تعریف کند پایه هایی که چنان در زمین ریشه داشته باشد که نه تنها با تکاپوی چند کلاغ  متزلزل نگردد بلکه در برابر طوفان های سهمگین نیز مقاوم بوده و سرپناهی باشد.

     

    خاتمی هشت سال سنگینی بر بال­های خود را تحمل کرد و اگر نگوییم در برابر طوفان ها اما بادهای سوزناکی را تجربه کرد که بسیاری  از همراهان­اش را یارای مقاومت نبود،بهار اصلاحات در همان نه روز نخست شکوفه هایش را روی زمین دید و آفتاب سوزان تابستان، برگ ریزان غم افزای پاییز و سرمای شدید سحرگاهان در زمستان خاتمی را با همان لبخند هایش استوار نگاه داشت تا بهار شکوفایی دولت اصلاحات را در پس دستاوردهای درخشان­اش در عرصه های داخلی و بین المللی ببیند و آن گوهر گران بها را همچون فرصتی مغتنم در اختیار دولت پس از خود قرار دهد اما دریغا که بار دگر شام شد و سراپای گیتی سیه فام شد.

     

    امروز اصلاحات یازده سالگی  خود را پس از پیروزی  افتخار آمیز دوم خرداد 76 در حالی به اتمام می رساند که شرایط و فضای سال های ابتدایی دهه هفتاد دوباره بر کشور چیره شده است. در این فضا با همه خصایص بد و خطرناک­اش که ما را از یک مدل شبه دموکراسی نیم بند و ضعیف به دیکتاتوری دولتی (برای این واژه توضیحی ندارم) کشانده، و از آنجا که سازو کارها تغییری نکرده و ویزگی­های جامعه امروز به تناسب آن ایام اگر بدتر نشده باشد،بهتر هم نشده و... یقینا بازگشت به خاتمی  گام عقبی است برای رسیدن به نقطه صفر و تمرین و تجربه  دموکراسی و فرصتی دوباره برای جبران غفلت ها و رفع موانع گام دوم با تضمین تجربه­ای که اصلاح طلبان برای آن هزینه های سنگین پرداخت کرده اند.

     

    هر چند جنبش عمومی ،جوان و تازه نفس دوم خرداد، امروز جای خود را به کمیتی اندک داده  اما متشکل از مردانی میدان دیده و میدان دار است که در صورت اجماع و بیعت  دوباره با همان آرمان ها و همان سید پیری که این روزها با همه سرمایه اش آمده ،می تواند نوید بهاری باشد با شکوفه های یاسی و ارغوانی.

    + نوشته شده در  ساعت   توسط کامیار چایچی  | 
    بیوگرافی
    پيوندهاي روزانه
    نوشته هاي پيشين
    آرشيو
    دوستان
    طراح قالب