آخرش گم شد!
یه گوشی داشتم که همیشه و همه جا، جا می موند. همیشه گم بود. تو تاکسی بیشتر جا می موند. بیشتر تاکسی ها دیگه خونمون رو یاد گرفته بودن و هر بار که می آوردن دم خونه، یه پولی مژده گانی می گرفتن.کلافه بودم و خسته. اون وقت هایی هم که گم نبود، یهو دست میزدم تو جیب کتم که قلمبه شده سرجاش هست یا نه! یعنی وقت هایی هم که همراهم بود، من تو توهم گم کردنش بودم. شاید باور نکنید که تو یه هفته سه بار در سه جای متفاوت جا مونده بود و این واقعا شرم آوره. این گوشی جای خود از سه ماه پیش تا امروز3 تا فلش مموری گم کردم و یه مدیاپلیر کرتیو2 گیگا بایتی که روز خبرنگار بهم داده بودن. سابقه گم کردن پول و هر چیز دیگه ای رو هم به وفور در پرونده ننگین خودم دارم و این واقعا شرم آوره.
جالب اینکه هیچ وقت تصمیم کبری نگرفتم. یعنی دلم می خواسست که یه تصمیم قاطع بگریم و سیستم ایمنی خودمو بالا ببرم اما نشد... یعنی نمی شه!
دیروز ساعت دو گوشیم تو یه ماشین خط لاهیجان به رشت جا موند. تمام کارهامو ول کردم و برگشتم به دفتر راننده های خط و جریان رو برای تک تک شون ( به اصرار خودشون) تعریف کردم. فکم درد گرفت. شیمون شدم از رفتنم. وقتی برگشتم خونه کلیدمو جا گذاشت بودم تو دفترراننده ها. حالا کلید پیدا شده اما اثری از گوشی نیست. وقتی از بازگشت گوشی ناامید شدم که یادم افتاد که شارژ نداشت و از همه بدتر پین کد سیم کارت فعال بود!
آخرش این هم گم شد و من موندم در حسرت یه سیم کارتی که تمام مدارک مالکیتش رو پیشتر گم کردم!
امروز یه ایرانسل خریدم. تبلیغات آهنگ پیشواز مجذوبم کرد و درخواست آهنگ پدرخوانده رو فرستادم اما غافل از اینکه کدی که فرستاده بودم برای آهنگ بالایی یعنی آهنگ کلاه قرمزی بود. الان هر کی به گوشی جدیدم زنگ بزنه صدای کلاه قرمزی براش پخش می شه که طلب عیدی می کنه. کد رو تغییر دادم اما همچنان کلاه قرمزی مثل حاج آقا کروبی سر مواضع خودش قاطعانه هست و کوتاه نمیاد. نمیدونم چطور می شه قانعش کرد اما تا حالا 1000 تومن عیدی از اعتبار گوشی کم کرده اما همچنان عیدی می خواد .خدا رو شکر که کسی شماره جدیدم رو نداره اما خب همین طوری هم که نمی شه بمونه...
بابک مهدیزاده یه پست داره که توش از ماجرای خرید اینترنتی برادرش نوشته. جالبه حتما بخونیدش تا بهتر درک کنید این جمله آخر رو: «مردشور ببره این شبه تکنولوژی ایرانی رو...»
+
نوشته شده در ساعت توسط کامیار چایچی
|