من دلم گریه می خواهد!

چند روزی این زمزمه ها شنیده شد تا سخنرانی موسوی در نازی آباد که دیگر قضیه فرق کرده بود. هرچند محور سخنرانی موسوی حول سریال یوزارسیو و ذخیره سازی درآند های نفتی بود اما آشکار شد که موسوی با ورود خود به دنبال حکمیت دیگران و انصراف نیست.
با گذشت هر روز به قوت انصراف خاتمی افزوده شد و اینگونه بود که شنبه شب صدای تلفنم به صدا درآمد و با خبری از منابع موثق، از انصراف خاتمی در چند روز آتی باخبر و به کلی کلی دگرگون شدم .
بغضی گلویم را فشرد، دیگر نمی توانستم چیزی بگویم. از این لحظه تا 24 ساعت بعد دائما تلفنم زنگ می خورد و مخاطبان به هر نحو و شکل ممکن می پرسند . از اینکه آیا انصراف خاتمی صحت دارد؟ چرا انصراف؟ چرا خاتمی باید انصراف دهد؟ ایا تهدیدی شده؟ آیا خطری در کار است؟ ستادهای شهرستانی چه می شود؟ چه باید کرد؟ و...
در این مدت بسیاری از دوستان و آشنایان ضمن مراجعه حضوری و تلفنی جهت اطلاع از صحت خبر انصراف خاتمی ، پس از اطلاع از ماجرا از تحریم انتخابات و بی تفاوتی سخن می گویند و...
ستاد 88 گیلان به سرعت جلسهای مهم و فوری تشکیل می دهد اما خبری از رییس ستاد 88 نیست. عبدالرضا ابراهیمی که از محبوب ترین بچه های ستاد است به دلیل انصراف خاتمی از انتخابات، او هم از ستاد 88 انصراف داده و معتقد به انحلال ستاد است. ابراهیمی در این جلسه فوری در ستاد حضور نمی یابد و اکثر اعضای ستاد و از جمله خودم بسیار غمگین و نسبت به وقایع پیش رو معترض هستیم .
پس از بحث و تبادل نظر فراوان و اظهارات برخی دوستان که پیشنهادات سایر ستادهای استان مبنی بر فعالیت ستاد 88 برای سایر کاندیداها در صورت انصراف خاتمی را مطرح کرده بودند ،با اکثریت آراء در بین دوستان رد شد (برخی دلایل آن را در ادامه می خوانید) و بدین شکل در خصوص رای گیری برای ادامه فعالیت ستاد 88 گیلان،از بین گزینه های پیش رو اکثر اعضاء با توجه به وضعیت سیاسی موجود استان رای به انحلال وعدم فعالیت ستاد برای کاندیدایی دیگر رای دادند.
به بیان دیگر ستاد 88 گیلان درصورت انصراف خاتمی و عدم بازگشت مجدد ایشان به عرصه انتخابات برای کاندیدایی دیگر فعالیت نخواهد کرد و منحل خواهد شد.
...دوستان لطفا زود قضاوت نکنید و نگویید که ما شخص محوریم یا کاملا احساسی عمل کرده ایم و یا ...بیایید نگاهی داشته باشیم به آنچه که می توانست نظر ستاد را تغییر دهد. اول تخریب ستاد 88 گیلان توسط برخی از این گروها و جریاناتی که امروز داعیه اجماع و حمایت از موسوی سر می دهند، دوم اینکه ظاهرا عوامل ستادهای دیگر کار خود را به خوبی برای نفوذ در ستاد انجام داده بودند تا هدف ستاد 88 و تلاش های انجام گرفته در آن را جهت عکس انتظارات ما بسیج کنند اما گذشته از این ؛مساله مهمتر ترکیب شورای جوانان ستادهای دیگر و یا بهتر بگویم ستاد تقریبا همسوی ما بود.که اولا در ساختاری دموکراتیم (بر اساس آراء جوانان فعال استان) شکل نگرفته بود وچهره های بعضا آشنایی هم در آنها دیده می شد که به قدر جوانیشان اما خوشنام نبوده اند. همین بس که...
البته دوستان تحلیل ها و دلایل بسیاری برای آراء خود ارائه کردند اما باید اعتراف کنم که تصمیم فعلی ستاد حسب موارد فوق چندان هم دور از دایره احساسات نبود است.
باری شورو شوق و امید گستره عظیمی از جوانان کشور که با دلی سرشار از عشق و احساس به صحنه آمده بودند، امروز در برابر تابلوی ایست مصلحت ها قرار گرفته اند. مصلحتی که فقط خاتمی می توانست آن را بفهمد اما درد این «درجا زدن» برای من و هم نسلیهایم به گونه ای سنگین شده که توان بازگویی آن نیست اما خاتمی خود آن بغض دردآلود را روز گذشته در برابر دوستان شورای مرکزی ستاد ملی 88 به اشک تبدیل کرد و قطعا او هم نمیداند چگونه باز هم باید به عدم همراهی با احساسات جوانان کشورش پاسخ بگوید. جز با اشک و لبخند. با این همه من دلم گریه می خواهد!
+
نوشته شده در ساعت توسط کامیار چایچی
|