موسویون وعلی دایی در دولت دهم
راستش بین این تیتر و این مطلب آن طور که شما فکر می کنید رابطه ای برقرار نیست. فقط قصدم این بود که سرو ته مطلب را به هم بچسبانم و کمی هم هیجان...!
۱-ساعت 5 عصر امروز به دعوت یکی از دوستان برای کاری که حالا هم نمی فهمم چه بود گرد هم آمدیم!
بحث کلی پیرامون موسوی بود.جلسه ساعت 7 تمام شد. همین!
این روزها بسیاری از دوستان که خاتمی را کف خود می دانستند و یا ایشان را واجد صلاحیت حمایت نمی دانستند و نام خاتمی را با کراهت می آوردند،امروز پیشتاز ستاد انتخاباتی ایشان شده اند و بارها خواسته اند برای ایشان یا آقای کروبی فعالیت کنم. حال این دسته جای خود ، ببینید و بخوانید وبلاگ حامیان موسوی در گیلان را... (به پیوندهای این وبلاگ حتما توجه کنید) و مطالب جالب آن از جمله:مصاحبه با خوش چهره که موسوی را اصولگرایی واقعی می داند.
خیلی از دوستان ما برای فعالیت دلایل جالبی آوردند. من که هنوز نمی توانم در این خصوص فکر کنم!
۲-فوتبالی نیستم اما وقتی متوجه حضور احمدی نژاد در ورزشگاه آزادی شدم دقایق پایانی فوتبال را دیدم. عرب ها به ما گل زده بودند و علاوه بر آن بازیکن ما را که نمی شناختماش کتک زدند و بار دیگر بر ایران پیروز شدند. احمدی نژاد اگر شوم نباشد حتما بد شانس است که حضوراش در میادین ورزشی بار دیگرباعث شکست ایران شده است. اما نه مثل اینکه او شوم است چون در دیگر عرصه ها هم همین وضعیت را داریم!
ضمنا در طول مدتی که بازی را تماشا می کردم به این نتیجه رسیدم که علی دایی می تواند در دولت دهم احمدی نژاد وزیر یا رییس خوبی شود.او در نوبه خود هم یک صادق محصولی ( پر محصول) است ، هم استعداد کردان در رابطه بازی و لابیگری را دارد و هم مثل مشایی در خارج از کشور ... و از همه مهمترکلی فاطمه رجبی دارد.... دایی با این عملکرد ضعیف برای فدراسیون فوتبال چاره ای جز برکناری وی نگذاشته است اما دولت نهمی ها از او حتما استفاده خواهند کرد و شاید او را سرمربی تیم ملی منچ ایران کنند.
۳-خاتمی از ایران رفت. خاتمی بسیار بی سر و صدا رفت.
+
نوشته شده در ساعت توسط کامیار چایچی
|