وبلاگ نویسی مشروط؛ شعب ابوطالب ؛ انتخابات
مدتیه تمرین می کنم که وبلاگ نویسی کنم. یعنی این چند سالی که اینجا یا تو وبلاگ قبلیم (مسخ) می نوشتم ، یادداشت هایی روزنامه ای و کم و بیش رسمی بود. دلیل اون سبک نوشتن هم معلومه؛ چون اینجا ایرانه و در وضعیت کنونی مشروعیت حقوق یک نویسنده به رعایت مشروطیت هاست... و این درس بزرگ و تاریخی رو من با برخوردهای چند ساله و فیلترینگ وبلاگم آموختم!!
اما بابک و مرمر عزیز با وبلاگ نویسی شون من رو برای وبلاگ نویسی ترغیب می کنن. بابک که وقایع التفاقیه روزمره شو با نگارش زیبای خودش می نویسه. از صف معاینه فنی خودرو گرفته تا شرح عشق بازی دختر و پسرهای بیچاره درسینما و در آخر یه نتیجه گیری تقریبا سیاسی و اجتماعی از ته اون در میاره و... نکته جالب وبلاگ بابک، معرفی فیلم و کتابه؛ که گاهی واقعا منو عصبی می کنه . مثل معرفی فیلم «مرد مرده » به کارگردانی « جیم جارموش» حالا این فیلم خوبشه... فکر کنم با این روندی که طی می کنه در آینده به معرفی فیلم های جکی جان و جت لی برسه...
مرمر هم به شیوا ترین شکل ممکن از احساساتش می نویسه از شادی هاش، از غصه هاش، از محدودیت هاش و از هر چیزی که می شه در وصف اون چیزی نوشت. مرمر روایت گر یک زندگی زنده است. زندگی که چیزی برای سانسور نداره... برخلاف ما که اگه شرح یک روز زندگی مونو بنویسیم باید هزار جا از احزاب و گروه ها گرفته تا نهادهای امنیتی پاسخگو باشیم...
در بین وبلاگ های دوستان این دو را پیش از هر کاری دیگری در اینترنت با rss می خوانم. راستی rss هم عجب پدیده ای است....
دیروز دومین روز حضورم در دانشگاه بود. دلم برای دانشگاه تنگ شده بود. برای اولین بار سعی کردم به جای آخر کلاس جلو بشینم اما از شانس بدم استاد یکی از دروس تخصصی ام ملا در آمد.
شاید باور نکنید که این استاد گرانقدر و مستطاب مفاهیم و تفسیر سوره های قرآن را در این واحد گنجانده است یا بر عکس، یعنی این واحد را در سوره های قرآن گنجانده است.
حالا موضوع این درس پیرامون مقررات ملی ساختمان مبحث اصول کارگاهی ، شرایط پیمان و اصول سرپرستی عملیات سازه ای باید باشد!!!
شعب ابوطالب، امر به معروف و نهی از منکر ، به تشخیص ایشان مباحث مترادف با این واحد تخصصی رشته عمران بود که به اندازه کافی به آن پرداخته شد
چند روز پیش تا کنون دوستان بار دیگر دورهام کردند و بر آن شدند که من را توجیه کنند. بحث چندان قابل بیانی نیست جز چند خبر ضد و نقیض که طی آن باخبر شدم رییس حزب اعتماد ملی گیلان جناب دکتر احمدیان هم عضو ستاد موسوی شده. همچنین آقای امین زاده رییس ستاد انتخاباتی خاتمی در کشور هم به موسوی پناه برده و آقای شهاب طباطبایی رییس ستاد 88 خاتمی ؛ سایر گزینه ها را برخی دیگر از اهالی سیاست و فرهنگ تشکیل می دادند که قابل توجه بود. بازگشت خاتمی به کشور و تاکید بر حضور فعال در انتخابات هم یکی از مباحث مورد اشاره دوستان بود که از آن تعبیر به حمایت از موسوی شد...
دوستان در ستاد های آقایان موسوی و کروبی به خاطر لطف شان به حقیر همچنان مصمم اند که در یکی از این ستاد ها فعالیت کنم. اما تا کنون هنوز نتوانسته ام برای 22 خرداد فکری کنم...در حالی که عصر ها کروبیون و صبح ها موسویون ابراز لطف می کنند...
تصمیم کبری گرفتم که وبلاگ نویسی کنم. البته گاهی وبلاگ نویسی می کردم. مثل زمانی که تازه نوشتن در عرصه مجازی رو تجربه می کردم. یعنی اواخر سال 83 که حتی توی وبلاگم نقد فیلم هم می نوشتم ....اما به خاطر کارهای روزنامه دوهوایی می شدم و...
یه مدت هم خیلی دوست داشتم به سبک قضیه های وغ وغ ساهاب مرحوم هدایت، وبلاگ نویسی کنم…
به هر حال می خوام وبلاگ نویسی کنم. البته «وبلاگ نویسی مشروط»... و همون طور که از اسمش بر میآد انتظار تغییر زیادی در اون نیست ...
اگه اسم این دوره جدید «وبلاگ نویسی مشروط» باشه، باید اسم دوره قبلی رو «یادداشت نویسی مشروط »گذاشت. مشروطیتی که اگه بهش اکتفا نکنیم. دست کم به «مرثیه نویسی محکوم» تبدیل می شه...
اینجا کنفرانس مطبوعاتی میر حسین موسوی را خواندم که خیلی به دلم نشست.
+
نوشته شده در ساعت توسط کامیار چایچی
|