<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>‘</title>
<link>http://kami-chaychi.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 05 Jun 2009 20:04:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://kami-chaychi.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;5&quot;&gt;&lt;strong&gt;آخرین پیام &lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/p&gt;&lt;p&gt;سلام&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اولش می خواستم تیترش رو بگذارم آخرین نفس. چون واقعا تا آخرین نفس داریم تلاش می کنیم و اگه خدای ناکرده پیروز نشیم نفسی برامون باقی نمی گذارن... &lt;/p&gt;&lt;p&gt;این آخرین پیام اما غالب شد بر اون. شاید برای رفع تکلیف یا نشون دادن وضع بحرانی فعلی که قطعا همه بهتر از من مطلع هستن...&lt;/p&gt;&lt;p&gt;آخرین خبر اینکه یکی - دو تا از بچه های نسیم رو طرفداران احمدی نزاد با چاقو در مشهد و قم کشتن و...&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اوضاع سیاسی کلان هم اصلا تعریفی نداره و به بسیاری از چهره های اصولگرا هم که به نوعی خنثی هستن دارن برای حمایت از احمدی نژاد بهشون فشار میارن و تهدید می کنن. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;مطمئنم که تا چند روز پس از انتخابات دیگه نمی تونم به روز شم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;برای همین اومدم که بنویسم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;درواقع اومدم که از شما خواهش کنم که 22 خرداد &lt;/p&gt;&lt;p&gt;یک بار دیگه به تفکر حجتیه در کشور عزیزمون &lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;نه &lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;بگیم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;فکر می کنم با صحبت هایی که در مناظره مطرح شد دیگه هیچ دلیلی برای عدم حمایت از موسوی و اتحاد باقی نمونده باشه... &lt;/p&gt;&lt;p&gt;برای همین اومدم بنویسم که بنویسید: &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;strong&gt;میر حسین موسوی&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;و در این خیزش اجتماعی مردم ایران بیش از هر زمان دیگری فعالیت کنید که دیگه خرداد 88 تیر 84 نخواهد بود.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;سردبیری پایگاه خبری- تحلیلی نسیم گیلان و مسئولیت کمیته اطلاع رسانی جوانان ستاد مرکزی میر حسین موسوی در گیلان کاملا وقتم رو پر کرده. &lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;www.nasimegilan.ir&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;به امید پیروزی  ایران و ایرانی &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 05 Jun 2009 20:04:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kami-chaychi&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>kami-chaychi</dc:creator>
<guid>http://kami-chaychi.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://kami-chaychi.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=5&gt;بغضی که ترکید!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 438px; HEIGHT: 287px&quot; height=237 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs139.xs.to/xs139/09200/85_585_403_moshayeat-2859.jpg&quot; width=348 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;بعد از گوشی خودم گوشی مامانم رو هم گم کردم و امروز یه گوشی نوکیا مدل یازده دو صفر با یک بند سامسونگ تو گردنمه اما این قضیه ربطی به بغضی که ترکید نداره!&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;حدود هشت ماه پیش بنیاد ستاد ۸۸ حامیان خاتمی رو شکل دادیم و اونقدر براش با دست خالی و مشقت فراوان زحمت کشیدم که امروز بگم ستاد خودمون، اما اتفاقی که ازش می ترسیدم پیش اومد. ستاد ۸۸ حامیان خاتمی که با افتخار اعلام انحلال کرده بود امروز توسط یک جناح و گروه قبضه شد و من که همیشه به استقلال این جریان افتخار می کردم خیلی دلم سوخت نه به خاطر همه هزینه هایی که برای استقلالش کردیم یا که مقابل تهدید های امنیتی و فرا امنیتی خیلی از همین خودی ها وایستادم... ترجیه می دم بیشتر در این مورد صحبت نکنم... اما این هم ربطی به بغضی که ترکید نداره!&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;بیست روزی برای مراسم موسوی برنامه ریزی کردیم و همه و همه اینها شد حماسه ورزشگاه شهید عضدی و دانشگاه گیلان. اما موسوی رو فقط تو سالن تختی دیدم. موسوی اونقدر عزیز بود که وقتی تو چشماش نگاه کردم مطمئن شدم که فرقی با خاتمی نداره و وقتی حماسه ای که ایجاد شده بود رو دیدم واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم اما این هم ربطی به بغضی که ترکید، نداره!&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;موسوی وقتی روی صحنه رفت یهو کلی آدم به صحنه اضافه شد و حتی پشت تریبون قرار گرفتند .... صوفی، نوبخت، فیاض زاهد  کسایی بودن که یهو پشت موسوی سبز شدن. واقعا نمی دونستم که چی بگم. آخه صبح هم کسایی داخل فرودگاه شده بودن که واقعا غیر قابل تصور و فاجعه آمیزه ... با این دلخوری وقتی اون صحنه رو دیدم اول از همه دلم برای خاتمی سوخت که چرا  هیچ وقت درکش نکردیم. دلم برای موسوی سوخت که برخلاف میل باطنیش دارن خیلی ها رو بهش تعرفه می کنن...دلم برای ۸۸ سوخت که مثل بچه سر راهی بهش ترحم می شه و امروز چون بهش نیاز دارن به هر قیمتی قبضه اش کردند...  دلم برای اصلاحات سوخت که با این مرد های جنگی...چه امیدهایی بهش بود... دلم برای نسیم ۸۸ سوخت که هیچ وقت فکر این جای قضیه رو نکرده بود...دلم برای دوستانم سوخت. دلم برای خانواده ام سوخت و دلم برای خودم سوخت... بغضم ترکید!&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;بچه های کمیته من در این مدت بیش از پنجاه هزار پیامک به مردم گیلان برای اطلاع رسانی فرستاده بودند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;کارناوال پانصد تن از جوانان نسیم ۸۸ گیلان با شعارهای خوبی که طرح شده بود و از مسافت ستاد تا ورزشگاه بود بسیار موثر عمل کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;تراکت های اطلاع رسانی نسیم گیلان به بسیاری از شهرستان ها  و بخش های شهرهای گیلان رسید و درحضور پرشور مردم گیلان از استقبال موسوی تاثیر گذار بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;پرچم، مچ بند، بازوبند، شال و پرده های سبز نسیم ۸۸ گیلان که کار مشترک بچه های تبلیغات و کمیته زنان نسیم بود بسیار زیبا و شور انگیز بود و فضای سالن رو به خوبی سبز و پر نشاط کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;پادکست نسیم (رادیو نسیم) که در سالن محل سخنرانی موسوی به طور زنده اجرا شد برای نخستین بار در کشور با مصارف انتخاباتی بود که بسیار مورد توجه قرار گرفت و تجربه بسیار موفقی در این عرصه برای استان ما بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;بیش از هزار نفر از مردم گیلان به سامانه پیامکی نسیم اس ام اس حمایت و عضویت دادن&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;چهارمین شماره نشریه نسیم گیلان به مخاطبان موسوی ارائه شد و....&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;امروز وقتی عکس های گیلان رو تو سایت قلم نیوز دیدم. نفس راختی کشیدم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.marmosh.blogfa.com/post-246.aspx&quot; target=_blank&gt;گزارش زیبای مرمر عزیز از این حماسه &lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://www.nasimegilan.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;گزارش نسیم گیلان از این سفر&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;STRONG&gt;بچه ها خسته نباشید&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 19 May 2009 23:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kami-chaychi&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>kami-chaychi</dc:creator>
<guid>http://kami-chaychi.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آخرش گم شد!</title>
<link>http://kami-chaychi.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;STRONG&gt;آخرش گم شد!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; یه گوشی داشتم که همیشه و همه جا، جا می موند. همیشه گم بود. تو تاکسی بیشتر جا می موند. بیشتر تاکسی ها دیگه خونمون رو یاد گرفته بودن و هر بار که می آوردن دم خونه، یه پولی مژده گانی می گرفتن.کلافه بودم و خسته. اون وقت هایی هم که گم نبود، یهو دست میزدم تو جیب کتم که قلمبه شده سرجاش هست یا نه! یعنی وقت هایی هم که همراهم بود، من تو توهم گم کردنش بودم. شاید باور نکنید که تو یه هفته سه بار در سه جای متفاوت جا مونده بود و این واقعا شرم آوره. این گوشی جای خود از سه ماه پیش تا امروز3 تا فلش مموری گم کردم و یه مدیاپلیر کرتیو2 گیگا بایتی که روز خبرنگار بهم داده بودن. سابقه گم کردن پول و هر چیز دیگه ای رو هم به وفور در پرونده ننگین خودم دارم و این واقعا شرم آوره.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جالب اینکه هیچ وقت تصمیم کبری نگرفتم. یعنی دلم می خواسست که یه تصمیم قاطع بگریم و سیستم ایمنی خودمو بالا ببرم اما نشد... یعنی نمی شه!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دیروز ساعت دو گوشیم تو یه ماشین خط لاهیجان به رشت جا موند. تمام کارهامو ول کردم و برگشتم به دفتر راننده های خط  و جریان رو برای تک تک شون  ( به اصرار خودشون) تعریف کردم. فک­م درد گرفت. شیمون شدم از رفتنم. وقتی برگشتم خونه کلیدمو جا گذاشت بودم تو دفترراننده ها. حالا کلید پیدا شده اما اثری از گوشی نیست. وقتی از بازگشت گوشی ناامید شدم که یادم افتاد که شارژ نداشت و از همه بدتر پین کد سیم کارت فعال بود!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آخرش این هم گم شد و من موندم در حسرت یه سیم کارتی که تمام مدارک مالکیتش رو پیشتر گم کردم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امروز یه ایرانسل خریدم. تبلیغات آهنگ پیشواز مجذوبم کرد و درخواست آهنگ پدرخوانده رو فرستادم اما غافل از اینکه کدی که فرستاده بودم برای آهنگ بالایی یعنی آهنگ کلاه قرمزی بود. الان هر کی به گوشی جدیدم زنگ بزنه صدای کلاه قرمزی براش پخش می شه که طلب عیدی می کنه. کد رو تغییر دادم اما همچنان کلاه قرمزی مثل حاج آقا کروبی سر مواضع خودش قاطعانه هست و کوتاه نمیاد. نمیدونم چطور می شه قانعش کرد اما تا حالا 1000 تومن عیدی از اعتبار گوشی کم کرده اما همچنان عیدی می خواد .خدا رو شکر که کسی شماره جدیدم رو نداره اما خب همین طوری هم که نمی شه بمونه...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بابک مهدیزاده یه پست داره که توش از ماجرای خرید اینترنتی برادرش نوشته. جالبه حتما بخونیدش تا بهتر درک کنید این جمله آخر رو: «مردشور ببره این شبه تکنولوژی ایرانی رو...»&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 30 Apr 2009 21:51:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kami-chaychi&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>kami-chaychi</dc:creator>
<guid>http://kami-chaychi.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قضیه انتخاب و انتخابات در ایران</title>
<link>http://kami-chaychi.blogfa.com/post-39.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;STRONG&gt;قضیه انتخاب و انتخابات در ایران&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;می خواستم شروع این پست از امروز باشه نه نوشته ای که به پست قبلی ربطی داشته باشه اما خب از اونجایی که تا پیش از تصمیم گیری شما رو در جریان گذاشته بودم، بهتر دونستم که امروز به این بحث بپردازم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;«یکی از دوستان می گفت: شما بچه بودین. نمی دونیین.ما زمان جنگ چیزی به نام «یا» در انتخاب هامون نداشتیم. کشور با تمام جهان می جنگید وهر کی هم که با ما سر جنگ نداشت، در خفا بهمون اسلحه می فروخت و در یک کلام آنچه ماحصل کارخانه های عقب افتاده ما بود، همانی بود که بود... «چرا؟» هم به هیچ رقمی نداشتیم! آخه طناب اون موقع ها مفت بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;«یا» کلمه آشنایی برای ما نبود. چون درهمه جا اجناس کمیاب بود و اگر هم بود همونی بود که بود.«یا» نداشت!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این «یا» گفتن ها را هاشمی باب کرد. تو زمان هاشمی دیگه حق انتخاب داشتیم که از این راه بگذریم «یا» از اون راه جدید التاسیس. از این مارک بخریم یا از اون مارک خارجی...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما خاتمی انتخاب را به مردم برگردوند. انتخاب شیوه زندگی. انتخاب روش زندگی، انتخاب عقیده زندگی و... به عهده مردم گذشته شد. حتی وقتی مردم با اصرار بر لجبازی شون به احمدی نژاد رای دادن. خاتمی تمکین کرد علی رغم اینکه می دونست کشور به بحرانی ترین وضع دچار می شه»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;راست می گفت. هر چند که انتخاب هامون همیشه حول بد و بدتر بوده اما  در دراز مدت امید بر این بود که  انتخاب ها هدفمند، آگاهانه و مناسب باشه. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ما امروز بیشتر از هر زمان دیگه ای مفهوم انتخاب رو درک می کنیم. چون این روزها از انتخاب عمومی داریم به انتصاب می رسیم و در آستانگی آزمون بزرگ دیگه ای قرار داریم که حاصل بهای سنگینی بوده که برجامعه ما تحمیل شده.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما شرایط کنونی کشور و تفکر حاکم بر آن فضای کشور را به  گونه ای ساخته که ما را به یاد روزهای جنگ می اندازد. در این فضا راهی برای انتخاب نیست و خروجی دولت فخیمه می شود همانی که بالاتر از آن نیست. این بازگشت خطری بس عظیم و بزرگ برای کشورمان و از اینرو برای نجات کشور باید همت کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;میر حسین موسوی انتخاب من برای حمایت در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شد و از آنجا که وضعیت خطیر کشور مجال هر گونه مطالبه خواهی را از ما گرفته ،با تدایی تیر 84 و بحران های پس از آن،به این نتیجه رسیدیم که ما محکوم به انتخاب بین بد و بدتریم و همیشه بد بهتر از بدتر بوده است!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 26 Apr 2009 22:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kami-chaychi&amp;postid=39</comments>
<dc:creator>kami-chaychi</dc:creator>
<guid>http://kami-chaychi.blogfa.com/post-39.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انتخابات 88 و تصمیم نهایی برای ماندن یا نماندن</title>
<link>http://kami-chaychi.blogfa.com/post-38.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;انتخابات 88 و تصمیم نهایی!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; می خوام تصمیم نهایی درباره فعالیت در انتخابات آتی رو بگیرم.تو همین چند روز. فعالیت برای کاندیدای دیگر یا خانه نشینی و انصراف. تقریبا یک ماه قبل هم من با این سوال مواجه بودم. زمانی که خاتمی از ستاد های 88 پرسیده بود که در صورت انصراف من چه می کنید؟ پاسخ سوال واضح بود.آقای خاتمی.منحل می شویم. یکی از طرفداران سرسخت انحلال هم خودم بودم و دلیل اینکه این پافشاری در جلسه دیروز که آخرین کنگره ستاد 88 گیلان بود، این بود که کسانی که حرمت خاتمی رو نگه نداشتند، یقینا از ستاد اون هم جز استفاده ابزاری استفاده دیگری نخواهند کرد وهیچ وقت مجموعه ستاد برای ستاد آقایان موسوی یا کروبی فرزند خلفی نخواهد شد و آنها نیز یقینا دایه هایی مهربان تر از مادر نخواهند بود. انتقادات زیادی هم به دو کاندیدای باقی مانده داشتم. اما امروز که  جبر سیاسی و اجتماعی استان دوباره  من رو با این سوال مواجه کرده، لازم دیدم در وضعیت جدید به این سوال تامل بیشتری کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این روزها وقتی اصرار دوستانم برای متقاعد کردنم جهت فعالیت در انتخابات رو می بینم. به یاد خودم و دوستان ستاد هشتاد و هشتی می افتم که اهدافمون از بین بردن فضای  سرد و یاس و نومیدی بود وبرای ترغیب دیگران به فعالیت، چقدر تلاش می کردیم.و.. اما دیروز که دوستان در همین رابطه دوره ام کرده بودند. دیدم خودم یکی از همین آدمهای سرد و ناامید بودم و همه­ی مولفه هایی رو که چند مدت پیش از اونها متنفر بودم رو یکجا داشتم مثل دلخوری ، بهانه آوردن، تنبلی و... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تصمیم گیری سخت شده. موسوی حرفهای خوبی زده و بخش عظیمی از بدنه اصلاحات دنبالش راه افتاده و دیگه نمی شه بهونه ای گرفت. کروبی هم لحنش عوض شده و برخلاف موسوی رییس ستاد انتخاباتیش در گیلان یک اصلاح طلب دو آتیشه شده و بقیه اعضای ستادش هم چهره های تقریبا موجه ای هستن و قضیه اخطار به جنتی و برخی دیگر هم مزید بر این علت شده که با نگرشی مثبت بگوییم که کروبی شجاع هم یک کاندیدای اصلاح طلبه!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;علاوه بر این اصرار دوستان زیاد شده و کم کم دارن ازم رنجیده خاطر می شن ( ای کاش فقط یک لحظه خودشونو جای من بگذارن)و ترس از تداوم ریاست جمهوری احمدی نژاد و... مسایلیه که باید در نظر گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از طرف دیگه معادله فعلی اصلاح طلبانِ و احتمال انتخابات دو مرحله ای تدایی گر شکست هشتاد و چهاره و نیمچه اصلاح طلبی این آقایان و ترکیب فکری فعلی اینها امید به تغییر رو به سراب تبدیل می کنه که از جهتی یک فرصت سوزی محسوب می شه. و همه­ی این تحلیل ها دست به دست هم می ده تا من رو به این سوال همه فصول اصلاح طلبان مواجه کنه که: «چه باید کرد؟!»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یاد انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری می افتم که در دور دوم یک تماشاگر بودم. نماینده اول وزارت کشور روی صندوق چهارپادشاهان لاهیجان و اون روز چقدر با شورای نگهبانی ها دعوا کردیم. غافل از اینکه فردا روز ظهور احمدی نژاده ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فکر می کنم امروز در وضعیتی خطرناک تر از 4 سال پیش قرار داریم و باید تصمیم اساسی گرفت. تصمیمی که آینده یران و ایرانی به اون گره خورده و راه بازگشتی نداره.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آیا باید چشم ها را شست؟ آیا باید جور دگر دید؟ آیا بعدا چشمی خواهد بود که بشوییم؟ با جیره بندی آب چه؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;برای تصمیم نهایی مشتاقانه منتظر نظرات شما هستم .خواهشا در نظراتتون ،دلایل تون رو شرح بدین. خودم رو مقید به در نظر گرفتن نظرات شما می دونم.  &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; در وبلاگ دوس خوبم &lt;A href=&quot;http://cheez.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;بهروز صمد بیگی&lt;/A&gt; &lt;A href=&quot;http://cheez.weblog.googlepages.com/Dahe-ye-60.mp3&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;ترانه ای&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt; از محسن نامجو به نام «روزی که رفت بر باد» شنیدم که واقعا کم نظیره... مرسی آقای نامجو&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 08 Apr 2009 23:18:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kami-chaychi&amp;postid=38</comments>
<dc:creator>kami-chaychi</dc:creator>
<guid>http://kami-chaychi.blogfa.com/post-38.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وبلاگ نویسی مشروط</title>
<link>http://kami-chaychi.blogfa.com/post-37.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;B&gt;وبلاگ نویسی مشروط؛ شعب ابوطالب ؛ انتخابات&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مدتیه تمرین می کنم که وبلاگ نویسی کنم. یعنی این چند سالی که اینجا یا تو وبلاگ قبلیم (مسخ) می نوشتم ، یادداشت هایی روزنامه ای و کم و بیش رسمی بود. دلیل اون سبک نوشتن هم معلومه؛ چون اینجا ایرانه و در وضعیت کنونی مشروعیت حقوق یک نویسنده به رعایت مشروطیت هاست... و این درس بزرگ و تاریخی رو من با برخوردهای چند ساله و فیلترینگ وبلاگم آموختم!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما &lt;A href=&quot;http://babak-m.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;بابک&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://www.marmosh.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;مرمر&lt;/A&gt; عزیز با وبلاگ نویسی شون من رو برای وبلاگ نویسی ترغیب می کنن. بابک که وقایع التفاقیه روزمره شو با نگارش زیبای خودش می نویسه. از صف معاینه فنی خودرو گرفته تا شرح عشق بازی دختر و پسرهای بیچاره  درسینما و در آخر یه نتیجه گیری تقریبا سیاسی و اجتماعی از ته اون در میاره و... نکته جالب وبلاگ بابک، معرفی فیلم و کتابه؛ که گاهی واقعا منو عصبی می کنه . مثل معرفی فیلم «مرد مرده » به کارگردانی « جیم جارموش» حالا این فیلم خوبشه... فکر کنم با این روندی که طی می کنه در آینده به معرفی فیلم های جکی جان و جت لی برسه...  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;A href=&quot;http://www.marmosh.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;مرمر&lt;/A&gt; هم به شیوا ترین شکل ممکن از احساساتش می نویسه از شادی هاش، از غصه هاش، از محدودیت هاش و از هر چیزی که می شه در وصف  اون چیزی نوشت. مرمر روایت گر یک زندگی زنده است. زندگی که چیزی برای سانسور نداره... برخلاف ما که اگه شرح  یک روز زندگی مونو بنویسیم باید هزار جا از احزاب و گروه ها گرفته تا نهادهای امنیتی پاسخگو باشیم...  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در بین وبلاگ های دوستان این دو را پیش از هر کاری دیگری در اینترنت  با rss  می خوانم. راستی rss  هم عجب پدیده ای است....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  دیروز دومین روز حضورم در دانشگاه بود. دلم برای دانشگاه تنگ شده بود. برای اولین بار سعی کردم به جای آخر کلاس جلو بشینم اما از شانس بدم استاد یکی از دروس تخصصی ام ملا در آمد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شاید باور نکنید که این استاد گرانقدر و مستطاب مفاهیم و تفسیر سوره های قرآن را در این واحد گنجانده است یا بر عکس، یعنی این واحد را در سوره های قرآن گنجانده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حالا موضوع این درس پیرامون مقررات ملی ساختمان مبحث اصول کارگاهی ، شرایط پیمان و اصول سرپرستی عملیات سازه ای  باید باشد!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شعب ابوطالب، امر به معروف و نهی از منکر ، به تشخیص ایشان مباحث مترادف با این واحد تخصصی رشته عمران بود که به اندازه کافی به آن پرداخته شد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; چند روز پیش تا کنون دوستان بار دیگر دوره­ام کردند و بر آن شدند که من را توجیه کنند. بحث چندان قابل بیانی نیست جز چند خبر ضد و نقیض که طی آن باخبر شدم رییس حزب اعتماد ملی گیلان جناب دکتر احمدیان هم عضو ستاد موسوی شده. همچنین آقای امین زاده رییس ستاد انتخاباتی خاتمی در کشور هم به موسوی پناه برده و آقای شهاب طباطبایی رییس ستاد 88 خاتمی ؛ سایر گزینه ها را برخی دیگر از اهالی سیاست و فرهنگ تشکیل می دادند که قابل توجه بود. بازگشت خاتمی به کشور و تاکید بر حضور فعال در انتخابات هم یکی از مباحث مورد اشاره دوستان بود که از آن تعبیر به حمایت از موسوی شد...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دوستان در ستاد های آقایان موسوی و کروبی به خاطر لطف شان به حقیر همچنان مصمم اند که در یکی از این ستاد ها فعالیت کنم. اما تا کنون هنوز نتوانسته ام برای 22 خرداد فکری کنم...در حالی که عصر ها کروبیون و صبح ها  موسویون ابراز لطف می کنند...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  تصمیم کبری گرفتم که وبلاگ نویسی کنم. البته گاهی وبلاگ نویسی می کردم. مثل زمانی که تازه نوشتن در عرصه مجازی رو تجربه می کردم. یعنی اواخر سال 83  که حتی توی وبلاگم نقد فیلم هم می نوشتم ....اما به خاطر کارهای روزنامه دوهوایی می شدم و...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یه مدت هم خیلی دوست داشتم به سبک قضیه های وغ وغ ساهاب  مرحوم هدایت، وبلاگ نویسی کنم…&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به هر حال می خوام وبلاگ نویسی کنم. البته «وبلاگ نویسی مشروط»... و همون طور که از اسمش بر می­آد انتظار تغییر زیادی در اون  نیست ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگه اسم این دوره جدید «وبلاگ نویسی مشروط» باشه، باید اسم دوره قبلی رو «یادداشت نویسی مشروط »گذاشت. مشروطیتی که اگه بهش اکتفا نکنیم. دست کم به «مرثیه نویسی محکوم» تبدیل می شه...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://mirhosseyn.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;اینجا کنفرانس مطبوعاتی میر حسین موسوی را خواندم که خیلی به دلم نشست.&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Apr 2009 16:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kami-chaychi&amp;postid=37</comments>
<dc:creator>kami-chaychi</dc:creator>
<guid>http://kami-chaychi.blogfa.com/post-37.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>علی دایی در دولت دهم</title>
<link>http://kami-chaychi.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;موسویون وعلی دایی در دولت دهم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;راستش بین این تیتر و این مطلب آن طور که شما فکر می کنید رابطه ای برقرار نیست. فقط قصدم این بود که سرو ته مطلب را به هم بچسبانم و کمی هم هیجان...!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;۱-ساعت 5 عصر امروز به دعوت یکی از دوستان برای کاری که حالا هم نمی فهمم چه بود گرد هم آمدیم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بحث کلی پیرامون موسوی بود.جلسه ساعت 7 تمام شد. همین!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این روزها بسیاری از دوستان که خاتمی را کف خود می دانستند و یا ایشان را واجد صلاحیت حمایت نمی دانستند و نام خاتمی را با کراهت می آوردند،امروز پیشتاز ستاد انتخاباتی ایشان شده اند و بارها خواسته اند برای ایشان یا آقای کروبی فعالیت کنم. حال این دسته جای خود ، ببینید و بخوانید &lt;A href=&quot;http://gilannmoosav.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;وبلاگ حامیان موسوی در گیلان&lt;/A&gt; را... (به پیوندهای این وبلاگ حتما توجه کنید) و مطالب جالب آن از جمله:&lt;A href=&quot;http://gilannmoosav.blogfa.com/post-2.aspx&quot; target=_blank&gt;مصاحبه با خوش چهره که موسوی را اصولگرایی واقعی می داند&lt;/A&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خیلی از دوستان ما برای فعالیت دلایل جالبی آوردند. من که هنوز نمی توانم در این خصوص فکر کنم! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;۲-فوتبالی نیستم اما وقتی متوجه حضور احمدی نژاد در ورزشگاه آزادی شدم دقایق پایانی فوتبال را دیدم. عرب ها به ما گل زده بودند و علاوه بر آن بازیکن ما را که نمی شناختم­اش کتک زدند و بار دیگر بر ایران پیروز شدند. احمدی نژاد اگر شوم نباشد حتما بد شانس است که حضوراش در میادین ورزشی بار دیگرباعث شکست ایران شده است. اما نه مثل اینکه او شوم است چون در دیگر عرصه ها هم  همین وضعیت را داریم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ضمنا در طول مدتی که بازی را تماشا می کردم  به این نتیجه رسیدم  که علی دایی می تواند در دولت دهم احمدی نژاد وزیر یا رییس خوبی شود.او در نوبه خود هم یک صادق محصولی ( پر محصول) است ، هم استعداد کردان در رابطه بازی و لابیگری را دارد و هم مثل مشایی در خارج از کشور ... و از همه مهمترکلی فاطمه رجبی دارد....  دایی با این عملکرد ضعیف برای فدراسیون فوتبال چاره ای جز برکناری وی نگذاشته است اما دولت نهمی ها از او حتما استفاده خواهند کرد و شاید او را سرمربی تیم ملی منچ ایران کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;۳-خاتمی از ایران رفت. خاتمی بسیار بی سر و صدا رفت.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Mar 2009 23:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kami-chaychi&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>kami-chaychi</dc:creator>
<guid>http://kami-chaychi.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گزارش چند روز زندگی</title>
<link>http://kami-chaychi.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt; ویژه نامه نوروزی ایجا و گزارش چند روز کاری&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;صبح پنجم عید را در بازار تجاری منطقه آزاد انزلی می گذرانم . دریای  کاس­پین مقابل دیدگانم است. غمگینم . امروز یکی دیگر از دوستانم ازدواج می کند و من تنها تراز همیشه می شوم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همه ظهررا با آرایشگاه ، گل خریدن و رفتن به جشن (عقد کنان) به عصر می رسانم و شب با لبخندی بر لب به جشن می روم. خود را در کنار پدر داماد وقف تهیه و تدارکات شام می کنم و شب را با همان لبخند به انتها می رسانم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امیدوارم خوشبخت شوند و زندگی خوب و خوشی در کنار یکدیگر داشته باشند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این روزها چقدر لبخند می زنم...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; دوست خوبم مهدی بازرگانی که شباهت اسمیش با مرحوم بازرگان همیشه مرا به یادآن بزرگوار  انداخته، در ویژه نامه نوروزی مجله ایجا چند یادداشت و مصاحبه  من را قرار داده  که می توانید در زیر بخوانید:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;STRONG&gt;گفتگوی من با دکتر الهه کولایی استاد دانشگاه تهران و کارشناس مسایل روسیه (پیرامون وضعیت روسیه و افق های پیش رو)&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://eja.ir/1388/01/04/kolaee-part1/&quot; target=_blank&gt;گفتگو ی من با دکتر کولایی پیرامون مسایل روسیه&lt;/A&gt; را در اینجا بخوانید &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;گفتگوی من با سید احمد حسینی رییس ستاد خاتمی در گیلان (پیرامون انصراف خاتمی و انتخابات بدون خاتمی)&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://eja.ir/1388/01/05/%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c-%d8%8c-%d9%86%d9%82%d8%b7%d9%87-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%b5%d9%88%d9%84/&quot; target=_blank&gt;گفتگوی من با سید احمد حسینی &lt;/A&gt; را در اینجا بخوانید &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;یادداشت «خطر هشتاد و هشتی های معلق» ( گزارشی از ستاد حامیان جوان خاتمی در گیلان -ستاد 88)&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://eja.ir/1388/01/05/%d8%ae%d8%b7%d8%b1%d9%87%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%82/&quot; target=_blank&gt;ستاد های 88&lt;/A&gt; را در اینجا بخوانید &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;یادداشت «سیری در جهان چند قطبی» (یادداشتی در خصوص سیاست خارجی روسیه و بررسی روابط دو بلوک شرقی و غربی و آینده آن)&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://eja.ir/1388/01/04/%d8%b3%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%da%86%d9%86%d8%af%d9%82%d8%b7%d8%a8%db%8c/&quot; target=_blank&gt;سیری در جهان چند قطبی&lt;/A&gt; را در اینجا بخوانید &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;STRONG&gt; 
&lt;HR&gt;
&lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;گزارش چند روز زندگی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هنوز سوم عید است و تقریبا ده روز دیگر از تعطیلات باقی مانده است. به رغم داشتن اوقات فراغت به اندازه و میهمانان هر روزی و نوروزی اما هر روز صبح به باور انجام کارهای ستاد 88 بیدار می شوم ، سرگردانم و روزم را در این فکر به شب می رسانم که باید کدام کار را انجام می دادم که ندادم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گیلانی هستیم  و پدر ومادرم فرزند بزرگ خانواده شان و محل رجوع فامیل؛ بنابراین مسافرت برون استانی تعطیل و خودم هم بس که سال 87 را در اتوبوس و هواپیما به خاطر سفرهای اجباری و کاری گذرانده ام،دل و دماغ مسافرت  ندارم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کتاب حاکمیت و آزادی رامین جهانبگلو را می خوانم اما نمی دانم که چه خوانده ام... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دلم برای دانشگاه تنگ شده برای روزهایی که نرفتم و...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کارهای موسسه را پیگیری می کنم و در تلاشم که در کارهای شرکت مشغول شوم اما همه جا و همه کس تعطیل اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چرا این تعطیلات تمام نمی شود...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Mar 2009 21:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kami-chaychi&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>kami-chaychi</dc:creator>
<guid>http://kami-chaychi.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نوروز 88 و مروری بر ایران و جهان در سالی که گذشت</title>
<link>http://kami-chaychi.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt; &lt;B&gt;نوروز مبارک&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;نوروز باستانی ایرانیان مبارک باد&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.google.com/images?q=tbn:tQxxb0KY0C1X1M::aycu07.webshots.com/image/44526/2001612370737720186_rs.jpg&quot; align=baseline border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;87 سال عجیبی  بود. سالی که باید به سرعت می گذشت و گذشت. سالی بسیار پر خطر و خسته کننده اما پر از تجربه. سالی که قرار نبود در خاطر بماند و...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; بازگشت زندگی ام، تولد موسسه ، پایان یافتن تقریبی پژوهشم ، موفقیت فاز نخست پروژه عمرانی شرکت ما درشیراز، تشکیل ستاد 88 ( با آنکه عمری طولانی نداشت) و آشنایی با دوستان جدید وقایع خوب این سال بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بدها هم کم نبود اما حوصله نوشتن ندارم. خلاصه اینکه از آنجا که هنوز هم از انصراف آقای خاتمی متاثر هستم، بنابر این می خواهم ره توشه بردارم و سفر کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در ادامه برخی از تحولات سال 87 در دو حوزه خارجی و داخلی را به صورت تیتر وار نوشته ام که امیدوارم به اهم مسایل اشاره کرده باشم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=4&gt;سال 87 اوج بی صدایی دموکراسی در جهان &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما وضعیت جهان در سال 87 .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;معتقدم 87 سال پر مخاطره ای برای جهان و جهانیان بود. در این سال به متقاضیان مرز کشی به دور جهان و احیای جهان دو بلوکه افزوده شد و در اجلاس شانگ های  ایران و هند متقاضی عضویت شدند. ناتو هم  به عضو گیری پرداخت و معادلات جهای را علیه خود دید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سالی که سران کرملین نقشه شوم احیای نقش ابرقدرتی و احیای دیوار آهنین بر شرق را علنی کردند و ناامنی منطقه و جهان را با هدف تغییر معادلات را آغاز کردند. آنها به بهانه اوست هایی که هیچ گاه برای روس ها مهم نبودند، حمله گسترده و بیرحمانه ای به گرجستان کردند که می رفت همه جهان را در بر گیرد و نشان دادند که آبشخور رهبری کنونی روسیه نیز همان سران کاگاب دیروز هستند که به اتکای ایدئولوژی یخ زده شان حاضرند همچون قائله کوبا ،جهان را تا مرز نابودی بکشانند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به نظرم سال 87 اوج بی صدایی دموکراسی در جهان بود. ساکشویلی فریاد نجات برای دموکراسی سر می داد اما روس ها تا دروازه تفلیس هم پیش آمده بودند...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در این سال تعداد قطعنامه های شورای امنیت شدت بیشتری به خود گرفت. همچنین بودجه نظامی کشور ها به بالاترین رقم خود از سال 1988 تا کنون رسید و پوتین در یک کنفرانس تجهیزاتی به مقایسه توان تسلیحاتی روسیه و آمریکا پرداخت و اینکه روسیه با ساخت کلاهک موشکی پیشرفته که هیچ سپر دفاعی توان مقابله با آن را ندارد از لحاظ تسلیحاتی با امریکا برابر است و...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;توپ خانه ها و تیپ های زرهی ترکیه در شمال عراق به سرکوب مخالفان پرداخت. کره التیماتوم هسته ای به جهان داد؛موشک هایش را یک به یک آزمود و با پس لرزه هایی که برای جهانیان به ارمغتن آورد، وارد باشگاه زور آزمایی جهان شد.بی نظیز بوتو نماد دموکراسی پاکستان ترور شد و این کشور به نا امن ترین و تروریستی ترین پایگاه ها در آمد. مساله خلیج فارس و جزایر ایرانی آن که قدمت پنج هزار ساله اش مجالی برای تامل در خصوص حق مالکیت باز نگذاشته بار دیگر مورد هجمه اعراب قرار گرفت. هند و پاکستان گستره  مجادلات خود را تا مرز جنگ تسلیحاتی پیش بردند و نا امنی در منطقه به شدت افزوده شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حماس و اسراییل وارد جنگ شدند و مردان،زنان و کودکان مظلوم و بی دفاع غزه قربانی این نزاع شدند و...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;B&gt;سال 87 اثبات بی  کفایتی و بی برنامه گی دولت نهم&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;ایران در سال 87  سال سختی را پشت سر گذاشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سال 87 را باید سال اثبات بی­کفایتی،بی درایتی،بی برنامه­گی و بی اصولی دولت نهم دانست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سال آخر دولت نهم که در واقع می بایست تجلی شکوفایی برنامه ها و کارکرد چند ساله دولت باشد به مردابی تبدیل شد که دولت با بی برنامه گی اش خود را در آن غرق کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با چنین مدیریتی که هرج و مرج  بسیاری از حوزه های کشوررا در برداشت، نارضایتی مردمی افزایش یافت و ناتوانی دولت به رغم برخورداری از درآمد سرشار نفتی در اداره امور کشور با افزایش تورم، بیکاری و... به اثبات همه رسید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قائله کردان- محصولی  گل سرسبد دولت نهم شد و محصولی صد وچند میلیاردی به پرمحصول در بین مردم شهره  شد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ابلاغ اصل 44 قانون اساسی از سوی مقام رهبری بزرگترین تحول در حوزه اقتصادی کشور بود اما سیاست های نادرت و تعمدی دولت باعث شده که خصوصی سازی برای جریانی خاص تعریف شود و در واقع خلاف اهداف اولیه طرح خصوصی سازی پیش رود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نوسان فاحش قیمت ها در کشور به طوری که به عنوان مثال قیمت یک پودر رخت شویی شبانه به بیش از دو- سه هزار تومان افزایش می یابد و...  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;انتصابات روسای دانشگاه ها و اجبار اساتید باسابقه و آگاه به بازنشستگی و طبعا جذب اساتید تازه کار و ناآگاه که به سردی و ذکود دانشگاه ها انجامیده است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سیاست های غلط حوزه فرهنگ و اجتماع به رکود این عرصه در سال های قبل دامن زد و سانسور وممیزی فضای فرهنکی کشور را به روزه­گی کشاند. توقیف نشریات منتقد دولت به رکود عرصه های اجتماعی کشور هم دامن زد.بازداشت قریب به نیم میلیون زن ایرانی به بهانه بی حجابی ، بازداشت منتقدین ، فعالان سیاسی و دانشجویی و پلیسی کردن فضای جامعه از دیگر مسایل حوزه فرهنگ و اجتماع در کشور بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مدیریت غلط در حوزه ورزشی که با شکست مفتضحانه ورزشکاران ایرانی در المپیک همراه بود و انتخاب گزینشی سرمربی تیم ملی فوتبال ایران از بین کسانی که حاضر بودند برای سرمربی گری بیشتر باج بدهند و...  همه و همه نشان از بی کفایتی و بی برنامه گی دولت در حوزه های مختلف بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مرگ هامون ایران ( خسرو شکیبایی) ، توقیف انجمن صنفی روزنامه نگاران و ایجاد نهاد موازی انجمن ،پرتاب موفقیت آمیز ماهواره  ملی امید که حاصل تلاش سالهای متمادی دانشمندان مان بود و در آخر ورود خاتمی، موسوی و کروبی به انتخابات ریاست جمهوری با اجماع نظر بر شرایط بحرانی کشور و لزوم تغییر.  وکمی بعد انصراف خاتمی از دیگر مسایل سال 87 بود. هر چند که خاتمی مدت زیادی به عنوان کاندیدا مطرح نبود اما فعالیت تیم تبلیغاتی خاتمی و سفرهای استانی ایشان، این مدت کوتاه را به یکی از حوادث مهم و بزرگ اجتماعی و تاثیر گذار کشور تبدیل کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ناگفته نماند در این سال یوزارسیو بر کائنان معبد آمون پیروز شد و زلیخا که کور شده بود شفا و زیبا شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt; بدون ویرایش. کامیار&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Mar 2009 01:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kami-chaychi&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>kami-chaychi</dc:creator>
<guid>http://kami-chaychi.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من دلم گریه می خواهد!</title>
<link>http://kami-chaychi.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;STRONG&gt;من دلم گریه می خواهد!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 413px; HEIGHT: 250px&quot; height=291 alt=&quot;خاتمی از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری انصراف داد&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.jomhoriyat.com/uploads/khatami88.jpg&quot; width=517 align=baseline border=2&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چند روزی این زمزمه ها شنیده شد تا سخنرانی  موسوی در نازی آباد که دیگر قضیه فرق کرده بود. هرچند محور سخنرانی موسوی حول سریال یوزارسیو و ذخیره سازی درآند های نفتی بود اما آشکار شد که موسوی با ورود خود به دنبال حکمیت دیگران و انصراف نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با گذشت هر روز به قوت انصراف خاتمی افزوده شد و اینگونه بود که شنبه شب صدای تلفنم به صدا درآمد و با خبری از منابع موثق، از انصراف خاتمی در چند روز آتی  باخبر و به کلی  کلی دگرگون شدم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بغضی گلویم را فشرد، دیگر نمی توانستم چیزی بگویم. از این لحظه تا 24 ساعت بعد دائما تلفنم زنگ می خورد و مخاطبان به هر نحو و شکل ممکن می پرسند . از اینکه آیا انصراف خاتمی صحت دارد؟ چرا انصراف؟ چرا خاتمی باید انصراف دهد؟ ایا تهدیدی شده؟ آیا خطری در کار است؟ ستادهای شهرستانی چه می شود؟ چه باید کرد؟ و...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در این مدت بسیاری از دوستان و آشنایان ضمن مراجعه حضوری و تلفنی جهت اطلاع از صحت خبر انصراف خاتمی ، پس از اطلاع از ماجرا از تحریم انتخابات و بی تفاوتی سخن می گویند و...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ستاد 88 گیلان به سرعت جلسه­ای مهم و فوری تشکیل می دهد اما خبری از رییس ستاد 88 نیست. عبدالرضا ابراهیمی که از محبوب ترین بچه های ستاد است به دلیل انصراف خاتمی از انتخابات، او هم از ستاد 88 انصراف داده و معتقد به انحلال ستاد است. ابراهیمی در این جلسه فوری در ستاد حضور نمی یابد و اکثر اعضای ستاد و از جمله خودم  بسیار غمگین و نسبت به وقایع پیش رو معترض هستیم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس از بحث و تبادل نظر فراوان و اظهارات برخی دوستان که پیشنهادات سایر ستادهای استان مبنی بر فعالیت ستاد 88 برای سایر کاندیداها در صورت انصراف خاتمی را مطرح کرده بودند ،با اکثریت آراء در بین دوستان رد شد (برخی دلایل آن را در ادامه می خوانید) و بدین شکل در خصوص رای گیری برای ادامه فعالیت ستاد 88 گیلان،از بین گزینه های پیش رو اکثر اعضاء &lt;B&gt;با توجه به وضعیت سیاسی&lt;/B&gt; &lt;B&gt;موجود استان&lt;/B&gt; &lt;B&gt;رای به انحلال وعدم فعالیت ستاد برای کاندیدایی دیگر&lt;/B&gt; رای دادند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به بیان دیگر ستاد 88 گیلان &lt;B&gt;درصورت انصراف خاتمی و عدم بازگشت مجدد ایشان&lt;/B&gt; &lt;B&gt;به عرصه انتخابات&lt;/B&gt; برای کاندیدایی دیگر فعالیت نخواهد کرد و منحل خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;...دوستان لطفا زود قضاوت نکنید و نگویید که ما شخص محوریم یا کاملا احساسی عمل کرده ایم و یا ...بیایید نگاهی داشته باشیم به آنچه که می توانست نظر ستاد را تغییر دهد. اول تخریب ستاد 88 گیلان توسط برخی از این گروها و جریاناتی که امروز داعیه اجماع و حمایت از موسوی سر می دهند، دوم اینکه ظاهرا عوامل ستادهای دیگر کار خود را به خوبی برای نفوذ در ستاد انجام داده بودند تا هدف ستاد 88 و تلاش های انجام گرفته در آن را جهت عکس انتظارات ما بسیج کنند اما گذشته از این ؛مساله مهمتر ترکیب شورای جوانان ستادهای دیگر و یا بهتر بگویم ستاد تقریبا همسوی ما بود.که اولا در ساختاری دموکراتیم (بر اساس آراء جوانان فعال استان) شکل نگرفته بود وچهره های بعضا آشنایی هم در آنها دیده می شد که به قدر جوانیشان اما خوشنام نبوده اند. همین بس که...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;البته دوستان تحلیل ها و دلایل بسیاری برای آراء خود ارائه کردند اما  باید اعتراف کنم که تصمیم فعلی ستاد حسب موارد فوق چندان هم دور از دایره احساسات نبود است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;باری شورو شوق و امید گستره عظیمی از جوانان کشور که با دلی سرشار از عشق و احساس به صحنه آمده بودند، امروز در برابر تابلوی ایست مصلحت ها قرار گرفته اند. مصلحتی که فقط خاتمی می توانست آن را بفهمد اما درد این «درجا زدن» برای من و هم نسلی­هایم به گونه ای سنگین شده که توان بازگویی آن نیست اما خاتمی خود آن بغض دردآلود را روز گذشته در برابر دوستان شورای مرکزی ستاد ملی 88  به اشک تبدیل کرد و قطعا او هم نمی­داند چگونه باز هم باید به عدم همراهی با احساسات جوانان کشورش پاسخ بگوید. جز با اشک و لبخند. با این همه من دلم گریه می خواهد!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Mar 2009 23:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kami-chaychi&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>kami-chaychi</dc:creator>
<guid>http://kami-chaychi.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
